تنهايي من....

به سراغ من اگر مي‌آييد،
پشت هيچستانم.

پشت هيچستان جايي است.
پشت هيچستان رگ‌هاي هوا، پر قاصدهايي است
كه خبر مي‌آرند، از گل واشده دورترين بوته خاك.
روي شن‌ها هم، نقش‌هاي سم اسبان سواران ظريفي است كه صبح
به سر تپه معراج شقايق رفتند.
پشت هيچستان، چتر خواهش باز است:
تا نسيم عطشي در بن برگي بدود،
زنگ باران به صدا مي‌آيد.
آدم اين‌جا تنهاست
و در اين تنهايي، سايه ناروني تا ابديت جاري است.

به سراغ من اگر مي‌آييد،
نرم و آهسته بياييد، مبادا كه ترك بردارد
چيني نازك تنهايي من.

سفری تا ...

کوله بارم بر دوش، سفری باید رفت،


سفری بی همراه،


گم شدن تا ته تنهایی محض،

یار تنهایی من با من گفت:

هر کجا لرزیدی،

از سفرترسیدی،

تو بگو، از ته دل

من خدا را دارم...

دلگیرم...


تو چه گفتی سهراب؟
قایقی خواهم ساخت !!!
با کدام عمر دراز ؟
نوح اگر کشتی ساخت عمرخود را گذراند،
با تبر روز و شبش بر درختان افتاد
سالیان طول کشید عاقبت اما ساخت
پس بگو ای سهراب شعر نو خواهم ساخت.
بیخیال قایق...

یا که میگفتی:تا شقایق هست زندگی باید کرد ؟
این سخن یعنی چه ؟!
با شقایق باشی زندگی خواهی کرد!!
ورنه این شعر وسخن یک خیال پوچ است ...
پس اگر میگفتی تا شقایق هست
حسرتی باید خورد جمله زیباتربود .

تو ببخشم سهراب که اگر در شعرت نکته ای آوردم ،
انتقادی کردم

بخدا دلگیریم
از تمام دنیا ازخیال و رویا بخدا دلگیریم
بخدا ما سیریم
در جوانی پیریم ،

زندگی رؤیا نیست؛زندگی نامرد است ...

حسرتــــــــ

تنهاچیزی که دلم رو میشکونه اینه که...

به زندگی گذشته ام نگاه کنم و حسرت بخورم که

ای کاش تصمیمات دیگه ای گرفته بودم ،

حرفهای دیگه ای گفته بودم ویا کارهای دیگه ای

انجام داده بودم.....

وتا وقتی بقیه ی دنیاادامه پیداکنه اگه با هم باشیم

میتونیم به هر چیزی غلبه کنیم....

زندگـــــــی....


زندگی مرا بارها در هم کوبیده است


چیزهایی دیده ام که هیچ گاه نمی خواهم دوباره ببینم...


اما از یک مسئله مطمئنم!


هرگز روی زمین نخواهم ماند،همیشه بلند خواهم شد،


هرگز و هرگز و هرگز تسلیم نخواهم شد...

عجبــــــــــ ....

آن اندازه که ما خود را فریب می دهیم وگمراه می کنیم


هیچ دشمنی نمی تواند!!!


دکترشریعتـی...

خداوندا به مذهبی ها بفهمان که مذهب اگر


پیش از


مرگ به کار نیاید


پس از مرگ هم به هیچ کار نخواهد آمد...

خوبــــــــ نگاه کن ...

ﻭﻗﺘﯽ ﺷﺨﺼﯽ ﺣﺘﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺎﺭﻫﺎﯼ ﺍﺣﻤﻘﺎﻧﻪ ، ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﺣﺪ ﻣﯽ ﺧﻨﺪﺩ ،

 ﻣﻄﻤﺌﻦ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﮐﻪ ﺍﻭ ﻏﻢ ﺳﻨﮕﯿﻨﯽ ﺩﺭ ﺩل دﺍﺭﺩ..

 ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺷﺨﺼﯽ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﺣﺪ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺑﺪ،

 ﻣﻄﻤﺌﻦ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﮐﻪ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ..

 ﻭﻗﺘﯽ ﮐﺴﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﮐﻮﭼﮑﯽ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ

 ...ﺍﯾﻦ ﺑﺪﺍﻥ ﻣﻌﻨﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﻭ ﺩﻝ ...ﺻﺎﻑ ﻭ ﺑﯿﮕﻨﺎﻫﯽ ﺩﺍﺭﺩ

 ﻭﻗﺘﯽ ﮐﺴﯽ ﺳﺮ ﻫﺮ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﮐﻮﭼﮑﯽ ﺑﻪ ﻫﻢ ﻣﯽ ﺭﯾﺰﺩ

 ﻭ ﻋﺼﺒﺎﻧﯽ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ،

ﺍﯾﻦ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ ﮐﻪ ﻋﺎﺷﻖ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ..

 ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﯾﻦ ، ﺳﻌﯽ ﮐﻨﯿﺪ ﺍﯾﻦ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺧﻮﺩ ﺑﺒﯿﻨﯿﺪ ﻭ ﺩﺭﯾﺎﺑﯿﺪ

 ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺭﺍ ﺧﻮﺏ ﺑﺸﻨﺎﺳﯿﺪ ﻭ ﺩﺭﮎ ﮐﻨﯿﺪ،

ﺧﻮﺍﻫﯿﺪ ﺩﯾﺪ ﮐﻪ

 ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺧﻮﺍﻫﯿﺪ ﺩﺍﺷﺖ..

موفقیت...

به یاد داشته باشید :

درهرلحظه یابرای رسیدن به اهداف خودکارمی کنید یابرای رسیدن به اهداف دیگران.انتخاب کنید.انتخاب باشماست.

ازشکست هایتان موفقیت بسازید.شکست وناامیدی دومانع بزرگ موفقیت هستند.اگرفردی آماده ی آموختن وبهره گیری ازشکستهایش باشد،هیچ عاملی به این اندازه نمیتوتند به وی کمک کند.

امروز،همان فردایی است که دیروزدرانتظارش بودی.فردایت راباکارهای امروزت بهترکن.این به دست توست ومی توانی.


ادامه نوشته

عامل رشد...

مادر زندگی آسایش را با کسانی داریم که باماموافق هستند


اما


 رشد میکنیم با کسانی که با ما اختلاف نظر دارند . . .

تجربــــــه..


اگر شما یک سیب بد طعم را خورده باشید

میتوانید طعم یک سیب خوب را درک کنید

پس ، از تلخی های زندگی درس بگیرید تا بتوانید آن را درک کنید

درست فکر کن...

چون گذشته هرگز برنمیگردد

اما گاهی اوقات ، آینده میتواند چیزهایی که از دست داده ای را برگرداند

به آن فکر کن . . .

تنهايي من....

من نه عاشق بودم

و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من

من خودم بودم و یک حس غریب

که به صد عشق و هوس می ارزید

من خودم بودم و دستی که صداقت می کاشت

گر چه در حسرت گندم پوسید

من خودم بودم و هر پنجره ای

که به سرسبزترین نقطه بودن وا بود

وخدا می داند

سادگی از ته دلبستگی ام پیدا بود

من نه عاشق بودم

و نه دلداده گیسوی بلند

و نه آلوده به افکار پلید

من به دنبال نگاهی بودم

که مرا از پس دیوانگی ام می فهمید..

من آموزگارخویشم....

من به چشمانم می آموزم که تنهازیبایی ها را ببیند.

من به زبانم می آموزم که فقط زمانی انتقاد کند که راهی دیگر

برای اصلاح امور وجود نداشته باشد.

من به دستانم می آموزم تا نوازش بر سر انسانها،حیوانها،گیاهان

واشیارا یاد بگیرند.

من.....


ادامه نوشته

خدای مـن...

خدای من!

فقط تورا میابم ، که نزدیکی وصبور؛

همیشه سنگ صبورم!


اشکهایم از نهایت میگذرند و تو مرا به 

خاطراین باران بی انتها،سرزنش نمیکنی!


آغوشت همیشه برایم باز است...

آغوشت رادوست دارم...

از خانه برایم آشناتر است،

بوی آرامش می دهد وآنقدر امن که

حدی را برایش قابل تصور نیست!



عشق...

خدایا


جای سوره ای به نام "عشق" در قرآنت


خالیست


کهاین گونه آغاز می شود :


وقسم به روزی که قلبت را خواهند شکست


وآن روز مرهمی جز خدا نخواهی یافت...

اینگونه نگاه کنیم...

 اینگونه نگاه کنیم:

مرد را به عقلش نه به ثروتش

زن را به وفایش نه به جمالش

دوست را به محبتش نه به کلامش

عاشق را به صبرش نه به ادعایش

مال را به برکتش نه به مقدارش

خانه را به آرامشش نه به اندازه اش

اتومبیل را به کاراییش نه به مدلش

غذا را به کیفیتش نه به کمیتش

درس را به استادش نه به سختیش

دانشمند را به علمش نه به مدرکش

مدیر را به عمل کردش نه به جایگاهش

نویسنده را به باورهایش نه به تعداد کتابهایش

شخص را به انسانیتش نه به ظاهرش

دل را به پاکیش نه به صاحبش

جسم را به سلامتش نه به لاغریش

سخنان را به عمق معنایش نه به گوینده اش

افســـوس...


چقدر حقیرند مردمانی که


نه جرأت دوست داشتن دارند،نه اراده­ ی دوست نداشتن

نه لیاقت دوست داشته شدن

ونه متانت دوست داشته نشدن،

با این حال مدام شعر عاشقانه می خوانند...

بدان که ...


لیاقت می خواهد واژه ی "ما" شدن


لیاقت می خواهد "شریک" شدن


تو خوش باش به همین "باهم" بودن های امروزت؛


من خوشم به خلوت تنهایی ام


تو بخند به امروز......من میخندم به فرداهایت.....


حواست باشد.....


دل آدمها شیشه نیست که روی آن "هاااااا" کنیم...


بعد با انگشت یک قلب بکشیم و بایستیم


وآب شدنش را تماشا کنیم ولذت ببریم...


روی شیشه ی نازک دل آدمها اگر قلب کشیدی........


باید مردانه پای آن بایستی......

نگرش فکری خود را تغییر دهید..

انسان دائماً و لحظه به لحظه ، افکار منفی یا مثبتی را انتخاب کرده و آگاهانه یا نا آگاهانه خواسته یا نخواسته حتی ، بعضاً لجوجانه به تکرار آنها می پردازد، احساس های منفی بی آنکه دخالتی داشته باشیم ، در فکر ما جای می گیرند، اما جنبه های مثبت را می بایست با تلقین به افکار تزریق کرد؛ چون ....

ادامه نوشته